به گزارش شهرآرانیوز، به مناسبت اربعین شهادت قائد امت، مجموعه عکسهایی از سوی سایت رهبر انقلاب با عنوان «جانِ ایران» انتخاب شده است که هر کدام، همراه توصیفی کوتاه آمده است که در ادامه میبینید.

آقاجان، چایهای بعد از او تلخترین چایهای دنیا هستند. حتی وقتی با نبات پیروزی در نبرد شیرین شوند. کاش میگفت: «حالا وقت چای است.»

آقاجان ما، اهل گفتوگو و تبیین است، پرچمی که از جوانی بلند کرد و همیشه در دست دارد. دنیا همواره مردی را به یاد میآورد که هیچگاه سنگر روشنگری را رها نکرد.

آقاجان ما، امروز را دیده، تجربه شکست آمریکاییها را از نزدیک دارد و عمری ما را برای این میدان آماده کرده است. او مرد وعدههای صادق است.

آقاجان ما، پدر تمام فرشتههای این آب و خاک است، پدری که آنها را بزرگ کرد و معنایی دخترانه برای آنها ساخت.

آقاجان ما، جان ایران است، آنکه جان خود را بارها فدای ایران کرد، دستش، اما حکایتی دارد...

آقاجان ما، مقاومت را به ما آموخته است، آنگونه که امروز دست او بر شانه تمام سربازان وطن است، تمام مردم ایران زمین.

آقاجان ما، استوار است، مانند قلههایی که فتح کرد. آقای ما قلههای بسیاری را با همین مردم فتح میکند.

آقاجان ما، گندم است، روییده از همین آب و خاک، آنکه ایران را آباد و مستقل کرد. دست مردم و ایمان رهبر، معجزه خداوند است در عصر حاضر.

آقاجان ما، مسکّن درد جانبازان است، جانبازی که درد را چشید و غم را زدود. خوش به حال او که اینقدر فدایی دارد.

آقاجان ما، بزرگ فرهنگ و هنر است، به زبان شعر سخن میگوید و شعرا را عزیز میدارد. امین شعر و زبان و ادب پارسی؛ این میراث را، چون جان، گرامی میدارد.

آقاجان ما، قلب دورترین مردم ایران را فتح کرده است، تنها عکس او نیست که در تمام خانهها دیده میشود، مردم شهرهای دورافتاده از صدای قدمهای او خاطره دارند. آقایی که هیچگاه مردم را تنها نگذاشت، حتی در زلزله.

آقاجان ما، میراثدار مُلک رضوی است، خادم امامی که جان ایران است و زیر سایه او زندگی میکنیم. خادم حرم به حرم میرود.

آقاجان ما، سنگر آزادگان و آزادیخواهان جهان است، پناه هر که به هر مسلکی با شیطان درافتاد.

آقاجان ما، سربازانی دارد که کوهها را میشکافند و ظلم و ستم را تاب نمیآورند. شیری که شیران را هدایت میکند.

آقاجان ما، جان ملت ایران است، ملتی که به او لبیک گفته و تا آخرین نفس روی حرف خود میایستد.

آقاجان ما، فرمانده میدان است، او و دیگر شهیدان، میدان را خالی نخواهند کرد. شجاعت فرماندهان، از حمایت رهبرشان است.

آقاجان ما، علاوه براینکه در مطالعه و تشویق به مطالعه سرآمد است، هرروز قرآن میخواند و تا آخرین لحظه تلاوت این کتاب آسمانی را رها نکرد.

آقاجان ما، در هر میدانی سرباز دارد، ورزشکاران ایرانی، سرباز او در میدان افتخار هستند، سربازانی که افتخار میآفرینند.

آقاجان ما، فرزندانی دانشمند دارند، جوانانی که ستارههای آسمان علم خواهندشد. فرزندانی که مایه افتخار پدرشان میشوند.

آقاجان ما، سربازانی دارد که راه او را رها نمیکنند، پسرانی که به او اقتدا میکنند؛ او زنده است، تا این سربازان زندهاند.

آقاجان ما، هوادار علم است، دانش را میجوید، حتی اگر در آسمان باشد. اساتید و دانشجویان و فناوران، امین و سرمایه او هستند.

آقاجان ما، هنر را دنبال میکند. او هنرمند و هنرمند او را گرامی میدارد، قلب هنر ایران از رگهای او خون میگرفت. کسی چه میداند آن روزهای بستری بودن آقا چه بر ما گذشت؟!

آقاجان ما، لطافت بهار است در زمستان سرد دنیای بیمنطق. بهاری که شکوفههای عشق را به ارمغان میآورد.

آقاجان ما، محور وحدت است، مردی که تمام سلیقهها به او اقتدا میکنند و خیل شهیدان پشت سرش قامت میبندند. او نخ تسبیح ایران است.

آقاجان ما، فرماندهی است که میدان را از اتاق جنگ اداره نمیکند. او دوشادوش سربازان، معرکه را به پناهگاه ترجیح میدهد، تا آخرین لحظه، تا آخرین نفس.

آقاجان ما، به نظر مردم احترام میگذارد، هر ایرانی یک انتخاب، چه رهبر جامعه باشد، چه یک شهروند معمولی.

آقاجان ما، معنای توحید را به ما میآموزد، به ما یاد میدهد که واقعا خدا همیشه برای بندهاش کافی است.